|
I don't have anybody
|
عاشقانه های یک عربه دل شکسته
عاشق : عبود
معشوق: فوزیه
میگن وقتی عاشقی گریه می کنه ... گرازها داد می زنند ... مورچه ها عطسه می کنند ... و خرها مااا مااا ... .
راست می گن ... من دیشب گریه کردم ... یه دفعه کره خره فوزیه اومد پیش منو مااا مااا می کرد ... . من در این طوفان افسناک عشق مثل یک گربه ی سر در گم دوره خودم می رقصم ... دلم ... دلم شکسته شده ... آهی دارم از اعماق تنفسم ... هرچی فوتش می کنم نمی ره بیرون ... آه ... ای کاش عاشق یک غریبه می شدم ... اما ... اما با این همه دردی که دارم ... دارم زندگی می کنم ... به سختی ... مثل پینوکیو ... . چند روز پیش خیارا رو فروختم ... برای فوزیه یه پراید هاش بکی خریدم ... . روزه ولنتاین ... یعنی روزه عاشقا ... اونو براش هدیه کردم ... اما اون باز هم با بی رحمی دل من رو شکندوند ... یکی نیست بهش بگه آخه مگه مریضی یا دندونت درد می کنه ... . یه روزی می گی عزیزو قربونه منی ... یه روزی می گی حبه ی انگول منی ... فوزیه ... شنگول من ... دیگه بس کن ... به خدا منو مردی ... دل من رو شکندوندی ... بیا و با من عروسی کن ... برات بچه می یارم ... اگه پسر بود اسمشو بزار حسون ... اگر هم دختر بود اسمشو براز فطون ... . یادش بخیر ... یادت می یاد ... با پشکل برات گردنبند درست می کردم ... تو هم برای من با پشکل انگشتر درست می کردی ... من هنوز اونو به عشق تو از اعماق وجودم بو می کنم ... . یادت می یاد کوچیک بودیم ... من می خوابیدم ... تو روی من شاش می کردی و فرار می کردی ... چقدر کره خر بودی ... . تو می گی همه ی آدما سوسکن و تو فرشته ... خودمونیم پدرت عجب چیزی ساخته ... . یه حرفی مونده توی دلم ... می گم برات گوش کن ... تو برام هنوز هم گلی ... اما یک گل پژمرده ... . قوربوت عبود ... همونی که مثل جومونگ برای سوسانو مرده... !
کپی فقط با ذکر منبع امکان پذیر است.
مبع : من و خودم و هیچکس دیگه ( بیا تو حال کن ) WwW.Payam-SmS.Blogfa.Com
![]()

چی بگم از کجا بگم دردمو با کیا بگم
بهتره که دم نزنم حرفی از عشقم نزنم
از عشقی که گم شد و رفت عاشق مردم شد و رفت
عشقی که بی فروغ نبود برای من دروغ نبود
بغض نشسته تو گلوم وقتی نشستی روبه روم
من از خودم چرا بگم می خوام از اون چشا بگم
خیره تو چشم مست تو دست میدم به دست تو
دل از زمونه می کنم حرف دلم رو می زنم
چه حالتی داره چشات نرگس بیمار چشات
چشم تو خوابم می کنه مست و خرابم می کنه
وقتی نشستی رو به من از عاشقی بگو به من
بذار چشات دل ببره این جوری باشه بهتره
چشات اگه پس نزنن چشمای سرسپردمو میشه فراموش کنم خاطره های مردمو


آهای همیشه و هنوزه قلبم
خبر داری داره میسوزه قلبم
یه بار شده سراغمو بگیری
سراغ درد و داغمو بگیری
جای اینکه تشنه ی خونم باشی
یه بار شده دل نگرونم باشی
اما با این همه نامهربونی
کاشکی بفهمی که عزیز جونی
یار قشنگ دلم، بیا که تنگه دلم
تا کی با دلتنگی باید بجنگه دلم
من از تو بیخبرم تو از همه دنیا
نمی دونی بی تو پر از غمه دنیا
خنده رو از روی لبم گرفتی
عشقمو خیلی دسته کم گرفتی
حیف نبود، به جای حق شناسی
این همه بی وفایی، ناسپاسی
خوب میدونم غریبه ای با دلم
از تو یه دنیا فاصله ست تا دلم
اما بازم میخوام که برگردی و
تموم کنی این همه نامردیو


سلام خوبید...
باز 11 مرداد شد و باز یک سال گذشت و باز یک سال دیگر بر عمر بی ارزش ما اضافه شد باز روز تولدم شد باز تولدی که هنوز هیچکی بهم تبریک نگفته هیچ اس ام اسی زده نشده هیچ تماسی گرفته نشده البته بعضی ها که خودم قبلا بهشون گفته بودم تولدمه همون چند روز پیش تبریک گفتن که فایده نداره الان باید بهم بگن تولدی که من هر سال به خاطرش یه پست تو وبلاگم می ریزم (پستی که هیچ کس اون رو نمی خونه) تولدی که هر سال باید بیام بهتون بگم که تولدمه خودتون اصلا لازم نیست یادتون باشه. اصلا نمی دونم باید چی بگم باید چی بنویسم دیگه زندگی واسم ارزش قبلی رو نداره... آخه چرا هیچکس نیست که به داد من برسه هیچ کس نیست که درد دل من رو بدونه هیچ کس نیست که منو بفهمه بابا من نمی دونم باید چه کار کنم نمی دونم چرا هر کاری می خوام بکنم به دره بسته می خوره. بابا تو خدا تو بزرگ تو از همه بالاتر جونه خودت منو یکم درک کن. به نظره شما من باید این روز رو جشن بگیرم؟

![]()
![]()
![]()
دیدید بدبخت شدم! دیدید بیچاره شدم! آخه چرا من؟! آخه چرا مایکل؟! من شب قبل از مرگش یعنی دیشب داشتم مایکل گوش می کردم. این کار همیشگی من بود... . ای برادر ... ای سلطان پاپ ... چرا رفتی تو؟! چرا رفتی تو . بستی تو چشماتو . قلبم می گیره...
من واسه شما متن یکی از ترانهای میکل جگسون رو می گزارم. برای شادی روحش صلوات...

![]()
![]()
![]()
پسر عجب انتخاباتی بود. 85% مردم شرکت کردن این یعنی دموکراسی دیگه! مگه غیر از اینه ؟؟؟؟!!!! فقط نکته اش اینه که مردم به شخصی دیگه رآی می دهمند ولی یه نفر دیگه رای میاره. مهم اینه که مردم تو صحنه باشند. ولی چنتا نکته جالب هست تو این انتخابات:
- اکثر حضور مردم به این دلیل بود که آقای احمدی نژاد رای نیاره وگرنه این افرادی که باره اولشونه که تو این سی سال اخیر رای دادن واسه چی اومدن؟ پس رای این افراد کجا رفت؟ من خودم 4 سال پیش به آقای احمدی نژاد رای دادم که آقای رفسنجانب رای نیاره (عجب اشتباهی کردم).
- 12 سال پیش که آقای خاتمی هیچ رقیبی نداشت 20000000 رای اورد ولی آلان که آقای رئیس جمهور منتخب مردم این همه مخالف داره 24000000 رای اورد. از خاتمی بدونه رقیب هم بیشتر. ابن همه مخالفی که حتی حاضر شدن به شناسنامه ی خودشیون مهر خیانت بزنند تا احمدی نژاد رای نیاره. آخه چطور ممکنه؟
- آخه چطور ممکنه که طبق آمار تو شهرهای خامنه (شهر آقای میر حسین) و الیگودرز ( شهر آقای کروبی) احمدی نژاد بیشتر رای بیاره؟
- آخه چطور ممکنه آقای کروبی تو استان اصفهان تو کل استان اصفهان به این وسعت فقط فقط 14000 رای بیاره؟
- آخه چطور ممکنه؟او همه طرفدارهای موسوی با شال و مچ بند سبز کجا رفتن؟ اوم همه طرفدار!!!
- اینجا تو آبادان همه طرفدار موسوی بودیم. اینجا احمدی نژاد رو تو خرمشهر هو کردن و خواستن بزننش تا حدی که جرآت نکرد بیاد آبادان. اونقدر که اینجا به مردم وعده الکی داد. ما اینجا آب خوردن نداریم. ما کل کشور رو گاز می دیم ولی خومون گاز نداریم. ما اینجا تو دمای 45 درجه زندگی می کنیم کلی برق شهر رو قطع می کنند. بعد آقای احمدی نژاد میاد میگه اگه تا سال آینده آب شهرتون درست نشه ما مسئولش رو می کنمیم تو لوله. اگه گاز درست نشه من خودم میام ... بگزریم....!
- اقای کروبی اعلام کرده که من فقط 50000 نفر تو ستاد انتخاباتی من تو کل کشور بود آخه چطور من 300000 رای اوردم؟!
- آخه چطور ممکنه تو 2 ساعت 20000000 رای رو بشمارند ولی 7000000 رو تو 10 ساعت؟
- آخه چرا خطوط اس ام اس قطع شد؟
- آخه چرا سایت های طرفدار آقای موسوی چند بار هک شد؟
- آخه چطور ممکنه که از اول رای شماری آمار تغییر نکنه؟
- میگن آقای موسوی تو تهران از احمدی نژاد بیشتر رای اورده(با اینکه می گن تهران 70% موسوی بودن) ما می گیم که تو تهران 5000000 رای اورده باشه یعنی آقای موسوی تو کل کشور 7000000 رای اورده؟
- خیلی چرا هست ولی دیگه حوصله ندارم بگم...
فقط بگم که من دیگه رای نمی دم ... چون رای مردم تو دمکراسی ارزش نداره....
Always thought I'd be ready and strong enough
But sometimes I just felt I could give up
But you came and you changed my whole world now
I'm somewhere I've never been before
Now I see, what love means
It's so unbelievable
And I don't want to let it go
Something so beautiful
Flowing down like a waterfall
I feel like you've always been
Forever a part of me
And it's so unbelievable to finally be in love
Somewhere I'd never thought I'd be
In my heart, in my head, it's so clear now
Hold my hand you've got nothing to fear now
I was lost and you've rescued me somehow
I'm alive, I'm in love you complete me
And I've never been here before
Now I see, what love means
When I think of what I have, and this chance I nearly lost
I can’t help but break down, and cry
Oh yeah, break down and cry
At the moment I see, what love means
![]()
سال نو مبارک![]()
متاسفانه عموی یکی از دوستانم چند روز پیش فوت کرد.لطفآ برای شادی روح آن مرحوم دعا کنید![]()
اومدم ولنتاین رو تبریک بگم و برم...
![]()
![]()
![]()
ولنتاین مبارک![]()
![]()
![]()
![]()
خدا رو شکر امسال هم مثل هر سال سر ما بی کلاه مومد,البته نکته اش اینه که تا حالا کسی نتونسته سر ما کلاه بزاره
تا ببینیم سالهای دیگه چی پیش بیاد.![]()
![]()
عصر ما عصر فریبه عصر اسمهای غریبه
عصر پژمردن گلدون چترهای سیاه تو بارون
شهر ما سرش شلوغه وعده هاش همه دروغه
آسمونهاش پر دوده قلب عاشقاش کبوده
خونه هامون پره نرده پشت هر پنجره پرده
قفسها پره پرنده لبهای بدون خنده
چشمها خونه ی سواله مهربون شدن محاله
نه برای عشق میلی نه کسی به فکر لیلی
کاش تو قحطی شقایق بشینیم توی یه قایق
بزنیم دل رو به دریا من و تو تنهای تنها
اونقدر می ریم که ساحل از من و تو بشه غافل
قایق رو با هم می رونیم اونجا تا ابد می مونیم
جایی که نه آسمونش نه صدای مردمونش
نه غمش نه جنب و جوشش نه گلهای گلفروشش
مثل اینجا آهنی نیست مثل اینجا آهنی نیست
پس ببین یادت بمونه کسی هم اینو ندونه
زنده بودیم اگه فردا وعده ی ما لب دریا
بگزریم... تولده و ... ؟؟؟
چی ؟
تولده دیگه ؟
چی میخواستی باشه؟
یه تولده که نه کیک و شیرینی داره نه کادو!
وای نمیتونم از فکرش بیام بیرون ... خیلی ... دارم.
اصلآ بیخیاله تولد , تولده که تولده , یه تبریک می گید تمام میشه میره دیگه , من بدبخت دارم این وسط میمیرم!![]()
اصلآ چرا خودت نمیای بهم بگی؟
خودت نمی خوای؟
می دونم میدونی
, هم خودت هم دوستات
. اصلآ چرا من دارم اینارو به شما میگم؟
دیگه نمیگم.![]()
الان فکر کنم , آره , وبلاگم دو ساله شد
. چه زود گذشت!؟!؟!؟
البته جشنی نیست همینطوری الکی اومدم شما رو دعوت کنم بیاین جشن , البته شاید وقت نکنم بیام شما رو دعوت کنم خیلی سرم از قبل هم شلوغتر شده
, الان هم چون رسمه دارم میگم
. تو این دو سال هم جز بی معرفتی چیزی ندیدم
(با بعضیها هستم)
تا ببینیم بعد از این چی میشه؟![]()
میدونم پست رو نخوندید
ولی بای![]()
![]()
![]()
![]()
تو ناز می کنی , من ناز می کشم , این منطقه کیه
انگار پیشه تو , فرقی نمیکنه , کی عاشقه کیه
روح تو مریمه , چشمه تو نرگسه , دست تو نسترن
روح تو
دست تو
چشمه تو
عشق من
گلخونه ی منه
وقتی که خاطره , غمگینه تا هنوز , تو خونه ی منه
یعنی که باره غم , بی تو شبانه روز , رو شونه ی منه
غمباره عشق تو , رو دوش می کشم , پا پس نمی کشم
با این خیاله پوچ , که چشمهای تو , دیوونه ی منه

![]()
![]()
![]()
![]()
دیگه بسته خستم
بگیر دستامو
یه روز میرسه
دستام اون دستهای عشق و می گیره یه روز می رسه قلبامون واسه هم دیگه می میره
نزار بسته شه دفتره عشقه من با تو
هنوز هم اون چشای تو
اون نگاه تو مونده یادم چرا رفتی آخرش جز تو دل به کی دادم
نگفتی می ری یه روز
گفتی دوستم داری هنوز منم داشتم
گفتی منو می خوای فقط
گفتی با من می مونی
اما رفتی تو
بستی تو چشماتو فلبم می گیره یه روز بی تو و عشقت گوشه سینه می میره
نزار بسته شه دفتره عشقه من با تو
یه روز میرسه
دستام اون دستای عشق و می گیره یه روز می رسه قلبامون واسه هم دیگه می میره
حالا بی تو خستم
بگیر دستامو
تو منم غرقه بوسه کن
از چشام بخون دوست دارم می خوام باورت بشه تنها تو رو دارم
بگی با منی هنوز
نگو از عشقم بسوز غصه دارم می دونم میای یه روز عشقه موندگارم
Mama, Papa forgive me
Out of sight, out of mind
Out of time to decide
Do we run
Should I hide
For the rest of my life
Can we fly
Do we stay
We could lose we could fail
And the more minutes take
To make planer, or mistake
30minutes, the blink of the night
30minutes to alter our lives
30minutes to make up my mind30minutes to finally decide
30minutes to whisper your name
30minutes to shelter the blame
30minutes of bliss, 30 lies
30minutes to finally decide
Carousels in the sky
that we shape with our eyes
Under shade silhouettes casting
Shapes crying rain
Can we fly
Do I stay
We could lose we could fail
Either way, options change
Chances fail trains derail
بربی دیدن معنی شعر به ادامه مطلب بروید...
![]()
امروز تولده منه
یعنی میشه گفت من ۲۱ سالم تموم شد و رفتم تو ۲۲ سال
............ چه زود پیر شدیم!![]()
من این موفع شب شیرینی و کیک نمی تونم بهتون بدم ولی از شما کادو می خوام.اصلآ تولد بدونه کادو مثله آدمه بدونه شلواره
......پس کادوهاتون رو بدید تا من پا لختی نگردم تو خونه زشته....![]()
خیلی از بچهای قدیمی درباره من یه چیزایی می دونند ولی بیوگرافی خودم رو بعد می زارم تو ادامه مطلب تا جدیدا هم من رو بشناسند.![]()
خوب دیگه چی بگم .......آها
خدا رو شکر من تمامه درسامو قبول شدم
.ایزدی هم که قرار بود من رو بندازه بهم ۱۰ داد . اگه خودم قبول نشدم و اون من رو قبول کرده من از همیجا ازش تشکر می کنم
و امیدوارم همه بچهای کلاسمون هم قبول شده باشند همشون
البته یکی از دوستای خودم متاسفانه ۷ گرفت
و ... غمه آخرش باشه
ولی وثوقی تو با ما همکلاس نبودی و خدا رو شکر قبول شدی
(وثوقی یکی از همکلاسیهای من تو دانشگاهه وبلاگش تو پیوندام هست )
دیگه......... بازم آها.....
من مثله همیشه شرمندم که خیلی کم بهتون سر می زنم البته شما هم خیلی بی معرفت هستین
تا من بهتون نگم آپ کردم اصلا نمیایین بهم سر بزنید دوستان هم دوستانه قدیم
... یاده یه نفر بخیر ...
ولی بعد فهمیدم بی معرفتی تو خونه همه هست اون هم از همه بی معرفت تر
! بگذریم.........................
یه چیز دیگه من با با دوسته خوبم سعید داشتیم تو پاساژ کادوس تاب می خوردیم بگو چی دیدیم؟!!!!
ها چیه تعجب می کنی؟
تعجب کردن نداره ما مسعود شجاعی رو دیدیم بازیکن تیم ملی که تازگیها رفته اوساسونا اسپانیا بازی میکنه. تعجب نداره مسعود خو آبابدنیه اون مثکه بازیکنه صنعته نفت بود بعد رفت سایپا از اونور هم امارات بعدش هم اوساسونا وسطه راه یه سر هم به تیم ملی ایران زد یه چنتا بازی ملی هم انجام داد
ولی مسعود ایچا یه مغازه زده به اسمه گالری مسعود که توش عطر و ادکلن حرفه ای می فروشه.اون روز که ما رفتیم خودش هم تو مغازه بود.یه تیپه با حال هم زده بود. خواستیم بریم عکس بگیریم گفتیم زشته ملت رد می شند میگن اینا ندیده هستند.![]()
خو دیگه بسته زیاد نوشتم دیگه من برم .... پس چی شد هرکی بیوگرافی + یه سری از خوصوصیاته من رو می خواد بدونه بره تو ادامه مطلب شاید یه عکس هم از خودم بزارم.![]()
راستی کادو یادتون نره من مثلا اومدم بگم تولدمه ..... امروز تولدمه شما تا پسته بعدی که من میزارم وفت دارید که کادوهاتون رو بهم بدین.![]()
خو فعلا من برم یا علی![]()
از تو گذشتن سخته با تو نبودن درده واسه من زنده بودنم مرگه بدون تو و عشقت واسه من
رفتنه تو مرگه منه دستای تو تو دستمه نگو که باید جداشیم نبوده تو نبودمه
بدونه تو کم میارم تا پای جون دوست دارم اگه تو از من جداشی امیده موندن ندارم
واسه با تو بودن زندگیم رو باختم یه کلبه ای از عشق واسه تو ساختم
عاشقه تو بودم عاشقه تو هستم درهای دلم رو روی همه بستم
زندگیم تا الان همش بوده عذاب و بس یاد گرفتم برم بیرون عصا به دست
حس می کردم به انتها رسیده طاقت خودم رو رها کردو و زدم به سیم آخر
فکر می کردم دیگه تموم شده دوره پاکی وقتی دیدمت فهمیدم تو این کره خاکی
میشه هنوز هم دوست داشت و عشق نمرده فهمیدم اینو که زدگیم چشم نخورده
من عشق رو با تو می خوام چونکه تو دل بقیه مرد این دل سادم شکست و بخیه خورد
باید که این نوره دلم حالا بتابه رو تو عوض نمی کنم با غریبه یه تاره موتو
آدما دلم رو شکستن و اینو یادم دادن که دیگه خودم رو قائم بکنم از عالم وآدم
می خوام جون پناهه دله خستم باشی پس بی تو می دونم زندگیم از هم پاشیدس
من وتو با همه فرق داریم اینو خودت هم می دونی اگه بری می میرم تو بگو که با من می مونی
دارم از چشمات می خونم حالا منتظره یه مرده مردی که همه احساساتش منحصره به فرده
همه دردهای من تو بغضه صدامه آره داستانه زندگی همچنان ادامه داره
ولی بسه تک و تنهایی ادامه دادن می خوام من هم بگم تو آسمون یه ستاره دارم
غرور رو می زارم کنار پس بزار تو بگی که مثله تو پیدا میشه از هزارتا یکی
دله من بدجوری بیتابه به خاطره با تو بودن من تو رو می خوامت با تمامه وجود و تار و پودم
می دونی کلی منتظر بودم تا شبی که بهم بگی از اینجا به بعد تویی واسم شریکه زندکی
پس حالا میاد رویه زمین قلمه یاس بی تو دیگه واسه من پایانه کلمه هاس
![]()
![]()
![]()
سلام خوبید. شرمنده که باز دیر شد به خدا وقت نمی کنم که آپ کنم خیلی کار دارم الان هم که داره امتحانات شروع می شه دیگه اصلآ نمی تونم آپ کنم
.من از 3/30 تا 4/9 امتحان دارم از 2تا درس می ترسم دوتاشون رو هم تو یه روز امتحان دارم
اون هم روز 4/1 که درسه تاریخ صدر اسلام و گرامر 2 .اولیش یه کتابه 360 صفحه که خیلی خیلی سخته
و من تا حالا نخوندمش
دومیش هم گرامر زبان انگلیسیه دیگه
درسه 4 واحدی که سخته.
البته سختیش زیاد مهم مهم اینه که استاد به من لج کرده
و وقتی هم این استاد به یکی لج کنه دیگه لج کرده
. استاد سره کلاس گفت استادی که نتونه دانش آموزش رو بندازه استاد نیست
. بقیه درسا زیاد مهم نیست اونا رو می تونم یه جوری نمره قبولی بگیرم.![]()
من نمی خواستم آپ کنم چون خیلی بی معرفتی از طرف بچهای اینترنت دیدم مخصوصآ یکیشون
. الان هم نمی خواستم تا بعده امتحانات آپ کنم تازه برای بعده امتحانات هم یه پست دیگه می خواستم آماده کنم ولی یه چیه جالب پیدا کردم و براتون آماده کردم.
چند روزه پیش بابام از سره کار اومد بمون گفت بچها بیاین تو جشن شرکت کنید کنید. دیدم از تو کیفش یه چیزی در اورد گفت این رو پالایشگاه برای صدمین سالگرد صنعت نفت داده خیلی با حال بود نمی دونید پالایشگاه چه خرجی کرده بود
. اگه می خواهید بدونید بابام چی اورده بود یا بهتر بگم پالایشگاه چی به کارکنانش هدیه داده بود باید برید تو ادامه مطلب
من از از اون چیزه گرانبها یه عکس گرقتم تا ببنید پالایشگاه آبادان که بیشترین بودجه کشور رو در میاره چه خرجی کرده و چه چیزی برای تشکر به کارکنانش داده ببینید و حال کنید. بعدش هم نظرتون رو درباره هدیه گرانبها و کاری که پالایشگاه آبادان کرده بگید
منتظر نظراتون هستم. فعلآ یا علی!!!!
شرمنده که دیر دیر آپ می کنم و اینقدر هم نامرد شدم که حتی نمیام به شما سر بزنم به خدا وقط نمی کنم پشت سیستم بشینم الان هم تا قبل از ساعت 12 باید کامپیوتر رو خاموش کنم.![]()
عید بتون خوش گذشت به ما که بد نگذشت
. ولی ببخشید به کسی بر نخوره ولی یه مشت آدم چول ریخته بودن تو آبادان
البته نسبت به پارسال خیلی خلوتر بود . ولی تو مغازه ما میومدن اصلآ نمی فهمیدن قیمت مقطوع یعنی چی دهن ما رو سرویس می کردن واسه یه تخفیف
. چی بگم ما که کچل شدیم
. من که ماشالا.. کچل نمی شم
. ا...بستنی برام اوردن
بزار بزارمش تو یخچال
. فعلا شما واجبترید
. الان میام..... اوومدم
خوب دیگه چی بگم ... هی قبل از اینکه بخوام پست بنویسم کلی مطلب دارم ولی پشت سیستم که می شینم همش یادم می ره
... آها ... تولد یه نفر بش تبریک می گم و امیدوارم که سالم باشه بیاد ببینه که بش تبریک گفتم![]()
.... دیگه هم دوباره این دانشگاه شروع شد و من وقتم پر تر هم شد.
شنیدم یه نفر هم نامزد کرده به اون هم تبریک می گم
. دیگه عرض به حضورتون پیامهای بازرگانی هم پذیرفته می شه
. والا حرفی ندارم پس بای بای.![]()
بگو هنوز یادته دره گوشم آهسته![]()
گفتی با من می مونی واسه همیشه یادته![]()
ولی رفتی بیوفا واسه تو فرقی نداشت![]()
که چی بیاد به سره من بی مرام حالا بی تو سخت می گذره این شبها![]()
گفتی منو می خوای توی شادی تو غمها
وقتی پیشت نبودم می گفتی خسته و تنها![]()
گفتی پیام که نیست همه چی هست تاریک و ترسناک![]()
مگه می شه یادم بره بزی تو برفها![]()
هر جا بودی من مثل سایه ات پایت![]()
بودم و می دیدمت تو خوابم باید![]()
خیلی زود کردم من به تو راحت عادت![]()
چون فکر نمی کردم باشی با من شاید![]()
تو یه غروبه سرد با یه غروره بد![]()
گفتی همه حرفات بود دروغ محض![]()
من هم دو روزه بعد بدونه بروزه درد![]()
روحم مرد و فقط دارم یه حضوره سرد![]()
ولی بود همه حرفهای عاشقونت![]()
گوله حرفات رو خوردم من چه ساده بودم![]()
آره خیانت دروغ همینه عشق اصلآ![]()
ولی کاریش نمی شه کرد دیگه دل بستن![]()
![]()
![]()
![]()
سلام خوبید اومدم یه خاطره از خودم در کنم:
یه روز تو خونه امین اینا نشسته بودیم داشتیم آهنگ گوش می دایم یهو تلفن امین زنگ خورد گفتم امین کیسته...
گفت دوستمه امین گوشی رو برداشت گفت الووو... منم دهنم رو بردم نزدیک گوشی گفتم الووو... خلاصه چند بار من وامین الووو الووو کردیم رفیق امین هم پشت تلفن مونده بود چی بگه یه دفعه امین گفت الووو. منم الکی گفتم سلام سعید هستش امین هم الکی گفت نه رفته بیرون گفتم کجا رفته که رفیق امین که پشت تلفن گیج شده بود گوشی رو قطع کرد. کلی خندیدیم![]()
![]()
بچاره فکر کرده بوده خط رو خط شده . خلاصه 10 دقیقه بعد دوباره زنگ زد این بار امین صدا دختر در اورد من هم داشتم با دختره (امین)
حرف می زدم که دوسته امین تلفن رو قطع کرد. 10 دقیقه بعد دوباره زنگ زد امین هم دوباره صدا دختر در اورد ما هم شروع کردیم به حرف زدن.
چشتون روزه بد نبینه چه حرفهایی هم زدیم![]()
جالب اینه که دوسته امین داشت گوش می کرد. دو سه بار دیگه زنگ زد و فلان و بهمان که باره آخر خیلی با حال شد.
من گوشی برداشتم گفتم کیسته... دوسته امین گفت ببخشید امین هستش من بهش گفتم نمی دونم من این گوشی رو, روو زمین پیدا کردم شما صاحب این گوشی رو می شناسید. گفت بله . گفتم من چه کار کنم این گوشی رو, آدرس یا تلفنی از صاحب تلفن ندارید. گفت نه من فقط شماره موبایلش رو دارم بعد گفت شما نمی تونید فردا بیارینش دانشگاه من گفتم نه دانشجو نیستم من این گوشی رو تو پارک معلم پیدا کردم خلاصه دوسته امین از ما آدرس خواست ما هم آدرس خونه امین اینها رو دایم . بعد گفت الان می یام . من فکر کردم خونشون نزدیکه مثلآ ذولفقاری .. تا گوشی رو قطع کردم امین گفت پیام گفتی بیاد. گفتم آره مگه چیه, گفت دیوونه خونشون اسیتگاه 12 ( تا بوارده که خونه ماست خیلی دوره)
. سریع بش زنگ زدیم. امین چی بش گفت. گفت داشتم دنباله گوشیم می گشتم دیدم یه آقایی ایستاده بش گفتم یه موبایل پیدا نکردید که دیدم گوشیم دستشه خلاصه ازش گرفتم. بعد دوست امین به امین گفته بوده : امین کسی که گوشیت رو پیدا کرده بود پدر صاحب سیم کارت رو در اورد هر وقط زنگ می زدم داشت با یکی حرف می زد منم نمی دونم چطور اما صدا دوتاشون رو می شنیدم.![]()
بعد امین گفت چی می گفتن. دوستش گفت الان نمی تونم بگم (بیچاره تو خونه نشسته بود نمی تونست حرفهایی که من و اوون دختره(امین) به هم زدیمرو بگه) بعد تو دانشگاه بهت می گم.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
وای تا 2 روز داشتیم می خندیدیم.
من هم سریع اوومدم بتون گفتم تا بفهمم شما خوب هستین در سلامتی کامل به سر می برید هووو....
![]()
![]()
![]()
"دوستت دارم'' به تمام زبانهاي دنيا :
![]()
![]()
![]()
سلام خوبید.
بیا تو حال کن یک ساله شد.
من تو این پست از کسانی که به من کمک کردن تشکر کنم.من هم تو این مدت که این وبلاگ رو ساختم خیلی اتفاقها برام افتاد که بیخیلش بابا اگه بخوام تعریف کنم کل وبلاگ رو می گیره. فقط فکر کنم اوایل وبلاگم خیلی لاغر بود ولی الان بهتر شده نه غلام.... .؟ من اوایل دوتا وبلاگ داشتم که دومی مربوط به موزیک بود بعد رفتم یه عشقی هم ساختم که شد سه تا
![]()
![]()
![]()
سلام خوبید .![]()
بازم شرمنده چون چند وقط نبودم به خدا این درس نمی زاره
دهنم رو سرویس کرده از دانشگاه که بر می گردم باید یا برم مغازه یا باید بشینم سر درسم یه درس داریم به اسم سلکت ریدینگ که باید یه ریدینگ رو بخونیم همون موقع هم خلاصش کنیم. بعد موقع خوندن معلم می پرسه مثلآ teacher یعنی چی ؟ ولی تو نمی تونی بگی معلم . اصلآ نباید فارسی اسپیک کنی . باید به انگلیسی بگی کسی که به دانش آموزها درس می ده . ولی حالا معلم توضیحش آسونه . مثلآ اگه بگه
... فرهنگ یعنی چی؟ تو چی می تونی بگی؟
تازه باید هم خانواده کلمات رو هم باید بلد باشی . استاد این درس هم خانم طهماسبیه خیلی معلم خوبیه
فقط وقتی انگلیسی حرف می زنه من چیزی نمی فهمم.
من این درس رو از همون موقع که از دانشگاه میام باید شروع کنم به خوندن. به خاطره همین خیلی وقتم رو میگیره .
یه درس هم به اسم مدرن انگلیش داریم که فقط گرامره . ما که از این درس چیزی نمی فهمیم
. به استاد (خانم رضایی) می گیم چطوری بفمیم که چه موقع یه کلمه مثلآ er می گیره و کدوم کلمه ion میگیره استاد میگه تو دیکشنری نگاه کنید.
حالا شما فکر کن 1000 کلمه تو کتاب باشه تو چه طور اینها روتو دیکشنری پیدا کنی حالا پیدا هم کردی چه طور می تونی حفظشون کنی حالا حفظشون هم کردی اگه تو امتحان یه کلمه خارج از کتاب بیاد تو چطور جواب می دی
. از هر زاویه به قضیه نگاه کنی سخته.
درس بعدی خیلی با حاله. آزمایشگاه زبان همش سر کلاس انگلیسی صحبت میکنی اون هم صحبتهای روزمره که خیلی حال می ده استادمون هم آقایه منجزیه که خیلی با حاله . یه درس هم که فنون یادیگیریه هنوز استادش سره کلاس نیومده .![]()
یه ادبیات هم داریم با آقای قائمیه. این هم استاده با حالیه . نازنین تو با کدوم کلاس داشتی.![]()
یه بدی که هست اینه که ما سره کلاس 50 نفریم که فقط 7تا پسریم![]()
. جالبه نه. سره کلاس جرآت نمی کنی حرف بزنی
. ولی من نمی تونم حرف نزنم باید تیکمو سره کلاس بندازم![]()
![]()
. ولی تیکهام رو می زارم سره کلاس آقای منجزی چون مرده می شه حرف زد. سره کلاسه آستادهای زن زیاد نمی تونم تیکه بندازم
. دوشنبه 8 صبح تا 6 بعد از ظهر کلاس دارم. چهار شنبها از 8 صبح تا 12 ظهر . جمعه ها هم 10 صبح تا 4 بعد از ظهر صبح روزهایی که دانشگاه نیستم باید برم مغازه بعضی روزها بعد از ظهرها هم باید برم مغازه
. دیدید که چرا سرم شلوغه و دهنم هم سرویسه![]()
. من رو ببخشید فکر کنک 20 روز بیشتره که تو نت نیومدم و نتونستم که بیام بتمون سر بزنم به خدا شرمنده و من رو ببخشید.
یادگاره تو به من رنگ غروبه لحظه های با تو بودن چه خوبه
نرو از پیشم نرو نذار بمیرم تو بذار تو خلوتت آروم بگیرم
خوبه آشنایمون باز برگرده کی گل آرزوتو پر پر کرده
همه می گن از صدات بغض جدایی می باره نمی بینند اشکامو که از گلایی می باره
به خدا بعض صدام از دوریه یارم نیست بغض دیگر رو صدام قلب گرفتارم نیست

![]()
![]()
![]()
سلام
با عرض معذرت از اینکه دیر دیر آپ می کنم و دیر دیر بهتون سر می زنم. من آکثرآ می رم مغازه وقت نمی کنم آپ کنم و بهتون سر بزنم چند وقت هم مهمان داشتیم نتونستم زیاد پا کامپیوتر بشینم ولی از این به بعد بهتر میشه.خبر خوش من دانشگاه در اومدم همون زبون انگلیش همون آبادان همون عشق و حال .![]()
![]()
![]()
یهووو![]()
یه نفر گفته بود عکس کار کنم من هم تو این پست براتون چنتا عکس با مزه و طنز کذاشتم.![]()
به قول آزاده یا علی.![]()
عکسها در ادامه مطلب.![]()
با سلام
علت دیوانگی؟.........چیه من این رو به صورت داستانی برایت معنی می کنم سعی کنیدجواب خودتان را از آن بگیرد..انشالله
گویند روزی...پزشک قانونی در بیمارستان دولتی سرکشی میکشید.مردی را میان دیوانگان دید که به نظر، خیلی باهوش می رسید.
او را پیش خواند و با کمال مهربانی پرسید که :
_ شما را به چه علت به تیمارستان آورده اند ؟!؟
مرد در جواب گفت :
آقای دکتر بنده زنی گرفتم که دختری هیجده ساله داشت . یک روز پدرم از این دختر خوشش آمدو او را گرفت ! و از آن روز ، زن من مادرزن پدر شهرم شد. چندی بعد دختر زن بنده که زن پدرم بود،پسری زائید. این پسر ، برادر من شد ، زیرا پسر پدرم بود .
اما در همان حال نوۀ زنم واز این قرار نوۀ بنده هم می شد. و من پدر بزرگ برادر ناتنی خودم شده بودم . چندی بعد زن بنده پسری هم زائید او از آن روز زن پدرم خواهر ناتنی پسرم و ضمناُ نوۀ او بود .
از طرفی چون مادر فعلی من ، یعنی دخترزنم ! خواهر پسرم می شود ، بنده ظاهراً خواهر زادۀ پسرم شده ام .ضمناً من من پدر مادرم و پدر بزرگ خودم هستم ، پسر پدرم نیز هم برادر و هم نوۀ من است.
حالا آقای دکتر ! اگر شما هم به چنین مصیبتی گرفتار می شدید ، قطعاً کارتان به تیمارستان می کشید
پیام_ من هم دارم دیوانه می شوم !
خوب جوابتون رو گرفتید یا نه؟....اصلاً چطور بود؟.......داستان جالبی بود روش یکم بیشتر فکر کنید؟
***************************************************
![]()
![]()
![]()
سلام خوبيد.
گفته بودم كه اين پست مي خوام بتركونم همين كار رو هم مي كنم ولی يكمى اعصابم خورده دلیلشو می فهمی.
بچها تولدم مبارک...![]()
![]()
خو من کادو می خوام.![]()
![]()
چون تولدمه می خوام بیوگرافیم رو بنویسم:
نام: پیام
شهرت : مو قشنگ![]()
وزن :75 کیلو
قد : 182 سانتیمتر
سن :20
رنگ پوست : سفید متمایل به سبزه![]()
رنگ مو : خرمایی متمایل سیاه![]()
رنگ چشم : سیاه متمایل مشکی![]()
آیدی :djpayam_0631
مای سیتی آبابدن ((my city Abadan
غذای مورد علاقه نه غذاهای مورد علاقه :"خورشت سبزی " "آش رشته" "فسنجون" "زرشک پلو با مرغ" "پیتزا"
"چلو کباب" بابا بیخیال من همه غذاها به جز بامیه و دال عدس . بادمجون رو دوست دارم. راستس من اصلآ میوه نمی خورم یعنی فقط موز می خورم بعضی وقتا هسته زردالو هم می خورم.![]()
راستی دنیا استقلال همین کافیه.![]()
می خواستم بگم من به جز خوراکیها چیزهای دیگه رو هم دوست دارم مهمترین اونها "لپ" آره لپ چیزی که همه دارن هر چی نرمتر بهتر
الان که ما تو خونه بچه و ... نداریم مجبورم لپ برادرم رو بکنم که اون هم عصبانی میشه .![]()
من خودم بچه بودم یک لپ هایی داشتم . خودتون می بینید دلیل ترکوندنم هم همین بود من تو این پست به مناسبت تولدم یه مقدار عکس از خود حقیر میذارم امیدوارم حالتون به هم نخوره.
راستی من به دو نفر گفته بودم می خوام یه چیز بتوم بگم این همون قضیه لپ بود شاید خودشون آلان فهمیده باشند.
خبر بد من کنکور مجاز نشدم . خوب معلومه که در نمیام چون من فقط درها عمومی رو خونده بودم و اختصاصیها رو بخیال شدم. فقط زبان انگلیش.![]()
راستی کفتم تولدم مبارک من کادو می خوام . یادتون نرنه. ![]()
![]()
می گم از این به بعد می تونید آهنگ هم درخواست کنید من آهنگی رو که شکا در خواست کردید تو این وبلاگم می ذارم
((www.rap2pop.blogfa.com شما این سایت را لینک کنید پس از لینک کردن در همین سایت نظر بدبن تا من هم شما را لینک کنم.![]()
با تو بی تو نه دیگه اصلآ که پیام بی تو می گه من خستم
پس تو قلب رو بده به من ببند قلب رو تو به دل من
راستی گفته بودم که با اینکه موهام رو کوتاه کردم باز هم بهم گیر دادن همون شب یه عکس گرفتم تا بذارم تو وبم برید ببنبد .![]()
فقط من چون تولدمه نظر زیاد می خوام.
![]()
چشمهات مثل دوته شیشه تو صورتم خیره می شه به هر جا رسیدیم می گیم عاشق می مونیم همیشه
فقط کنار هم دیگه صبح رو به شب می رسونیم مطمئنم به جز یه حس چیزی از من نمی دونی
وقتی میگم دوست دارم من خودم هم بدم میاد واسه دروغهام هم باید بدتر از این سرم بیاد
نمی دونم چرا داریم با هم مدارا می کنیم سردی این رابطه رو همیشه حاشا می کنیم
می خواستم از دستهای تو بسازم گهواره پیام وقتی ناراحته سر روی دستات بذاره
چند بار بگم دوست دارم مستم مست نگاه تو می خوام واسه همیشه باشم یار و همراه تو
تو ناجی قلبمی من ناجی قلب تو... چرا نتونستم عاشق کسی بشم بعد تو
دیدین تو واسه من خواب محاال می دونم ماه من تو قصهات ماه حلال می دونم
اگه کسی تو آسمون نگاش فقط به ما باشه باید پیش چشمای اون ستارها سیاه باشه
بلاخره من دور می شم از سحن اون نگاهت این مشکل تو بود که نفهمیدی می خوامت
باید کنم فراموش هر چی که بین ما بوده این ارتباط شیرین از اول اشتباه بوده
برات مثل مجنونم تو هم مثل لیلی بیا باهام برخص هنوز دوست دارم خیلی
ساده از من کذشتی متل یه قاب رو دیوار ندیدی تو اشک من را تو لحظهای دیدار
نامه ی پاره پاره ندیدن دوباره .... اشک و غم زیادی و یه قلب تیکه پاره
دیگه هوس نمی کنم برای تو شعر بسازم با خولب چشمات بمیرم با هر نگاهت دل ببازم
دیگه هوس نمی کنم عشق تو مال من بشه شیطونیات واسه همه غمهات مال من باشه
دیگه هوس نمی کنم باه دیگه بریم بهشت چه سر نوشت تلخیه قصه ما رو بد نوشت
دیگه هوس نمی کنم هر چی هوس کردم بسه عاشقی بد دردی شده عاشق همیشه بی کسه
************************************
سلام خوبید.
من وقتی که موهام بلند بود کسی به موهام گیر نمی داد ولی حالا که موهام رو کوتاه کردیم بمون گیر می دن داشتم از روبروی پاساژ کادووس رد می شدم که مآمور بهم گیر داد گفت برو توماشین . خلاصه ما هی کلنجار رفتیم تا آخر ما رو ول کرد همون موقع یه دختری رو که مانتوش کوتاه بود بش گیر دادن البته دختره سنی نداشت 16 یا 17 ساله بود . یه مآمور زن اول یکم بش گیر داد بد بش گفت برو تو ماشین دختره پروو بازی در اورد گفت نمی رم بعد زنه موها دختره رو از پشت گرفت خواست بندازش تو ماشین که دختره ییهو یه کف گرگی زد به زنه و فرار کرد . مامورا دنبلش رفتن که دختره رفت وسط خیابون . بگو چی شد اشاره کرد به یه 206 که نگهداره راننده 206 یه پسر بود اونم از خدا خواسته سوارش کرد بعد ÷سره تا دید مامورا دنبالشن جفت کرد نگه داشت دختر ÷یاده شد تا ماموره خواست بگیردش دوباره دختره با دره ماشین زد به ماموره و فرار کرد بعد یکم جلوتر دوباره یه 206 دیگه که یه مرد با زنش بود دختره رو سوار کرد بردند البته تو کل این ماجرا روسری دختره در اومده بود . ولی من خیلی حال کردم البته یه خورده هم می ترسیدم که منو نگیرن . خو بکذریم یه چی بتون بگم : من تو پست بعدی می خوام بترکونم نگاه کنید من چون پست بعد می ترکونم شما هم باید با نظراتون بترکونید . البته برا این پست هم نظر می خوام .
![]()
![]()
![]()
۲-اگه كسي بهت گفت دوست دارم عاشقتم برات ميميرم بهش بگو 1 ساعت كارت سوختشو بده اگه داد بدمو راست گفته
۳-چروك لبتيم , بخند , فنا شيم
۴-سرخی توی چشماتینم نفازلین بریز فنا شیم
۵-سلام ببخشيد كه اين موقع شب مزاحم خواب شما شدم يه سوال داشتم خواستم بدونم ايران كه نفت صادر ميكنه بشكه هاشو پس مي گيره
۶-شما طبق ماده 5 قانون 28 رفاقت , محكوم هستي تا ابد در قلب من بموني
۷-يروز به ؟؟؟ مگن:خيلي اقاي ؟؟؟ ميگه:مابيشتر
۸-ميدوني فرق توبا نطفه جيه:
نطفه يه روزادم ميشه اما...توهرگز
۹-نانواهم جوش شيرين ميزندبيچاره فرهاد.....
۱۰-خري گم كرده ام با بار كاشي اس ام اس مي زنم شايد تو باشي
۱۱-ببين اگه بيكاري اگه حوصلت سررفته اگه كاروزندگي نداري مربا بده بابا
۱۲-از گدايي پرسيدند: «چرا گدايي ميكني؟» گدا جواب داد: «براي اين كه پولي به دست بياورم و محتاج مردم نباشم.»
۱۴-اي توف به روت بياد نامرد از امشب در كل سينما هاي كشور
۱۵-؟؟؟ ميره جلوي ايينه چشماش.و ميبنده ميگه ميخوام ببينم تو خواب چطوريم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
۱۶-عشق====>سرکاريه ... محبت====>تظاهره ... مهربوني====>مسخرست ... وفا====>مرده ... عهدوپيمون====>دلخوشيه ... عاطفه====>تموم شده ... مهر====> مدرسه باز ميشه
۱۷-؟؟؟ميره نونوايي نونوابهش ميگه پشت سرت كسي واينسه نون نيست اونم به هركي كه مياد ميگه بيابروجلوكه پشت سرمن نون گيرت نمياد.
۱۸-نفرين باباها:بنزينمًَ ُهلالت نمي كنم
۱۹-هوسبازان وقتی زیبایی را می بینند، دوستشان دارند ولی عاشقان وقتی كسی را دوست داشته باشند زیبا می بیند
۲۰-چشماتو دايورت كردي رو قلبم خيالي نيست حداقل از رو ويبره درش بيار تا اينقدر دلمو نلرزونه
۲۱-به نام آنکه اشک را آفرید تا سرزمین وداع آتش نگیرد
۲۲-انواع قهوه : 1- شيرين مثل چشات2 - رقيق مثل قلبت3- تلخ مثل دوريت
۲۳-وقتي گفتي تا آخر دنيا باهاتم اون موقع بود که فهميدم چرا دنيا 2 روزه
۲۴-در خواب ناز بودم شبي ديدم كسي در ميزند.. در را گشودم روي او ديدم غم است در ميزند. اي دوستان بي وفا از غم بياموزيد وفا غم با همه بيگانگي هر شب به من سر ميزند
۲۵-ما شما را با زور و کتک به بهشت می فرستیم (سوره نا جا)
۲۶-ای کسانی که شبها با چراغ خاموش چت می کنید بدانید که خدا نظاره گره شماست (سروه یاهو)
۲۷-جدید ترین جمله عشقولانه :بنزینه ماشینمی
۲۸-جدیدترین مهریه: 1386 لیتر بنزینه سوپر
۲۹-نگاهم با نگاهت کرد خدا مرکت بده حالم به هم خورد
۳۰- تهرانیه داشته واسه آبادانیه لاف میزده که من یه سگ دارم که بلده در بزنه. آبادانیه میگه : ولک مگه کلید نداره؟
۳۱-دیشب اومده بودی در خونمون لباس نارنجی خیلی بهت می اومد هر چی اسرار کردم نیومدی بالا فقط با اخم گفتی کار دارم آشغالارو زود بیار
۳۲-حالا که تا پایین میری
آشغالای ما را هم بذار دم در
۳۳-اگر میخواهید زندگیه جدیدی داشته باشید و کاملا عوض شوید با ما تماس بگیرید....(سازمان بازیافت زباله)
۳۴-؟؟؟ پتروس فداکار رو با دهقان فداکار قاطی میکنه میره انگشت میکنه تو چشم راننده قطار
ببخشید که قدیمی بود.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()