تبليغاتX
بیا تو حال کن
بیا تو حال کن
عکس**اس ام اس**جوک**اهنگ
حرفی نیست سه شنبه 20 فروردین1387 11:34 بعد از ظهر
سلام

شرمنده که دیر دیر آپ می کنم و اینقدر هم نامرد شدم که حتی نمیام به شما سر بزنم به خدا وقط نمی کنم پشت سیستم بشینم الان هم تا قبل از ساعت 12 باید کامپیوتر رو خاموش کنم.
عید بتون خوش گذشت به ما که بد نگذشت . ولی ببخشید به کسی بر نخوره ولی یه مشت آدم چول ریخته بودن تو آبادان البته  نسبت به پارسال خیلی خلوتر بود . ولی تو مغازه ما میومدن اصلآ نمی فهمیدن قیمت مقطوع یعنی چی دهن ما رو سرویس می کردن واسه یه تخفیف . چی بگم ما که کچل شدیم . من که ماشالا.. کچل نمی شم . ا...بستنی برام اوردن بزار بزارمش تو یخچال . فعلا شما واجبترید . الان میام.....  اوومدم  خوب دیگه چی بگم ... هی قبل از اینکه بخوام پست بنویسم کلی مطلب دارم ولی پشت سیستم که می شینم همش یادم می ره ... آها ... تولد یه نفر بش تبریک می گم و امیدوارم که سالم باشه بیاد ببینه که بش تبریک گفتم.... دیگه هم دوباره این دانشگاه شروع شد و من وقتم پر تر هم شد. شنیدم یه نفر هم نامزد کرده به اون هم تبریک می گم . دیگه عرض به حضورتون پیامهای بازرگانی هم پذیرفته می شه . والا حرفی ندارم پس بای بای.

نوشته شده توسط پیام | موضوع: | لينک ثابت |

ساله 9 مبارک پنجشنبه 1 فروردین1387 10:46 قبل از ظهر
سلام
حالتون خوبه؟ اومدم سال نو رو تبریک بگم و برم.عید همگی مبارک و انشاله که ساله خوبی داشته باشید.
سعی کنید تو این ساله جدید کینه ها رو کنار بزارید و به دوستیها فکر کنیم, از هم دیگه ناراحت نباشیم .... وای به خدا من بلد نیستم از این حرفها بزنم خو چی بگم . آها راستی نمی دونم باید ناراحت باشم یا نگران ولی تا قبل عید خیلی ناراحت و نگاران بودم از دسته یک نفر ولی الان که عید شده دیگه از دستش ناراحت نیستم ولی هنوز خیلی نگارانم انشاله که نگارانی من بر طرف بشه.الان هم یه ساعت از عید می گذره هر چی سعی کردم برا دوست و آشنا اس ام اس بزنم نمی شد اگه  اس ام اس من به دستتون نرسید ناراحت نشید چون شمارتون رو ندارم. چه حرف بیخودی زدم. دیگه چی بگم... ها راستی ببخشید که زیاد نمی تونم بیام نت به خدا کار و درس تمام وقتم و حتی بیشتر رو هم گرفته(منظورم وقته خوابمه)ولی حالا اگه استادمون این جمله رو بخونه میگه تو که همش فکر خوابی!!! خوب دیگه بیشتر از این فاز نمیده.
کاری ندارید, فعلآ با اجازه
یا علی
نوشته شده توسط پیام | موضوع: | لينک ثابت |

بگو هنوز یادته جمعه 19 بهمن1386 1:56 بعد از ظهر

بگو هنوز یادته دره گوشم آهسته

گفتی با من می مونی واسه همیشه یادته

 

ولی رفتی بیوفا واسه تو فرقی نداشت

که چی بیاد به سره من بی مرام حالا بی تو سخت می گذره این شبها

 

گفتی منو می خوای توی شادی تو غمها 

 

وقتی پیشت نبودم می گفتی خسته و تنها

 

 

گفتی پیام که نیست همه چی هست تاریک و ترسناک

 

مگه می شه یادم بره بزی تو برفها

 

 

هر جا بودی من مثل سایه ات پایت

 

بودم و می دیدمت تو خوابم باید

 

 

خیلی زود کردم من به تو راحت عادت

 

چون فکر نمی کردم باشی با من شاید

 

 

تو یه غروبه سرد با یه غروره بد

 

گفتی همه حرفات بود دروغ محض

 

 

من هم دو روزه بعد بدونه بروزه درد

 

روحم مرد و فقط دارم یه حضوره سرد

 

 

ولی بود همه حرفهای عاشقونت

 

گوله حرفات رو خوردم من چه ساده بودم

 

 

آره خیانت دروغ همینه عشق اصلآ

 

ولی کاریش نمی شه کرد دیگه دل بستن

 

نوشته شده توسط پیام | موضوع: | لينک ثابت |

یک خاطره از پیام چهارشنبه 5 دی1386 4:10 بعد از ظهر

سلام خوبید اومدم یه خاطره از خودم در کنم:

یه روز تو خونه امین اینا نشسته بودیم داشتیم آهنگ گوش می دایم یهو تلفن امین زنگ خورد گفتم امین کیسته... گفت دوستمه امین گوشی رو برداشت گفت الووو... منم دهنم رو بردم نزدیک گوشی گفتم الووو... خلاصه چند بار من وامین الووو الووو کردیم رفیق امین هم پشت تلفن مونده بود چی بگه یه دفعه امین گفت الووو. منم الکی گفتم سلام سعید هستش امین هم الکی گفت نه رفته بیرون گفتم کجا رفته که رفیق امین که پشت تلفن گیج شده بود گوشی رو قطع کرد. کلی خندیدیم بچاره فکر کرده بوده خط رو خط شده . خلاصه 10 دقیقه بعد دوباره زنگ زد این بار امین صدا دختر در اورد من هم داشتم با دختره (امین) حرف می زدم که دوسته امین تلفن رو قطع کرد. 10 دقیقه بعد دوباره زنگ زد امین هم دوباره صدا دختر در اورد ما هم شروع کردیم به حرف زدن. چشتون روزه بد نبینه چه حرفهایی هم زدیم جالب اینه که دوسته امین داشت گوش می کرد. دو سه بار دیگه زنگ زد و فلان و بهمان که باره آخر خیلی با حال شد. من گوشی برداشتم گفتم کیسته... دوسته امین گفت ببخشید امین هستش من بهش گفتم نمی دونم من این گوشی رو, روو زمین پیدا کردم شما صاحب این گوشی رو می شناسید. گفت بله . گفتم من چه کار کنم این گوشی رو, آدرس یا تلفنی از صاحب تلفن ندارید. گفت نه من فقط شماره موبایلش رو دارم بعد گفت شما نمی تونید فردا بیارینش دانشگاه من گفتم نه دانشجو نیستم من این گوشی رو تو پارک معلم پیدا کردم خلاصه دوسته امین از ما آدرس خواست ما هم آدرس خونه امین اینها رو دایم . بعد گفت الان می یام . من فکر کردم خونشون نزدیکه مثلآ ذولفقاری .. تا گوشی رو قطع کردم امین گفت پیام گفتی بیاد. گفتم آره مگه چیه, گفت دیوونه خونشون اسیتگاه 12 ( تا بوارده که خونه ماست خیلی دوره) . سریع بش زنگ زدیم. امین چی بش گفت. گفت داشتم دنباله گوشیم می گشتم دیدم یه آقایی ایستاده بش گفتم یه موبایل پیدا نکردید که دیدم گوشیم دستشه خلاصه ازش گرفتم. بعد دوست امین به امین گفته بوده : امین کسی که گوشیت رو پیدا کرده بود پدر صاحب سیم کارت رو در اورد هر وقط زنگ می زدم داشت با یکی حرف می زد منم نمی دونم چطور اما صدا دوتاشون رو می شنیدم. بعد امین گفت چی می گفتن. دوستش گفت الان نمی تونم بگم (بیچاره تو خونه نشسته بود نمی تونست حرفهایی که من و اوون دختره(امین) به هم زدیمرو بگه) بعد تو دانشگاه بهت می گم.

وای تا 2 روز داشتیم می خندیدیم. من هم سریع اوومدم بتون گفتم تا بفهمم شما خوب هستین در سلامتی کامل به سر می برید هووو....      

نوشته شده توسط پیام | موضوع: | لينک ثابت |

دوست دارم به زبانهای مختلف چهارشنبه 14 آذر1386 4:1 بعد از ظهر

"دوستت دارم'' به تمام زبانهاي دنيا :


به زبان ايتاليايي : Ti Amo
به زبان يوناني
: S'ayapo philo Su
به زبان روسي
: Ya vas liubli
به زبان پرتقالي
: Amo - te
به زبان فارسي : Dooset Daram
به زبان آلماني
: Ich liebe dich
به زبان اسپانيايي
: Te quiero
به زبان سوئدي
: Jag a Iskan dig
به زبان هندي
: Mai tujhe pyaar kartha ho
به زبان فرانسه
: Je t'aime
به زبان ارمني
: Jiroum em kez
به زبان انگليسي
: I Love You
به زبان ترکي
: Seni seviyo rum
به زبان دانمارکي
: Jeg elsker dig
به زبان چيني
: Mi tuzya var ruem karata
به زبان سوئيسي
: Cha'ha di ga''rn
به زبان برزيلي
: Eu te arno
به زبان هلندي
: Ik hou van jou
به زبان عربي : Ohebbak

نوشته شده توسط پیام | موضوع: | لينک ثابت |

بیا تو حال کن یک ساله شد ... جمعه 18 آبان1386 1:5 بعد از ظهر

سلام خوبید.

بیا تو حال کن یک ساله شد.من تو این پست از کسانی که به من کمک کردن تشکر کنم.من هم تو این مدت که این وبلاگ رو ساختم خیلی اتفاقها برام افتاد که بیخیلش بابا اگه بخوام تعریف کنم کل وبلاگ رو می گیره. فقط فکر کنم اوایل وبلاگم خیلی لاغر بود ولی الان بهتر شده نه غلام.... .؟ من اوایل دوتا وبلاگ داشتم که دومی مربوط به موزیک بود بعد رفتم یه عشقی هم ساختم که شد سه تا. دیدیم نمی تونم به هر سه برسم که عشقی رو کلآ بیخیال شدم دیدیم وبلاگ موزیکیه من اسمش خیلی طولانی بود ولش کردم و یه وبلاگ دیگه درست کردم که اسمش با حال تره ولی با این دانشگاه به هیچکدوم وقت نمی کنم برسم. این وبلاگ که وبلاگ اصلی منه یه پست تو هوا می ریزم ولی وقت نمی کنم کسی رو خبر کنم ولی باید از کسانی مثل: آزاده جون " اشرف خانم " علی گانر" مریم لپو" سارا " مینا " دختران تنها " و تک و توک چند نفر دیگه که بدون اینکه من خبر بدم میان کامنت می زارن من از اینا خیلی ممنونم چون معرفت دارن ولی بفیه باید حتمآ باید بیای بشون بگی تا بیان نظر بدن خو بابا درس دارم وقت نمی کنم زیاد کانکت بشم من هم ناراحت شدم ویه وبلاگ دیگه ساختم تا فقط به با معرفتها خبر بدم ولی وقت نکردم کاملش کنم و گفتم حیفه . رو این وبلاگ خیلی کار کردم . حالا که تولده وبلاگمه بیایم آشتی کنیم.بحث رو عوض کنیم بریم سراغ کادو من اینجا می ایستم خودتون کادوهاتون رو بدین... راستی ببخشید من خیلی فارسیم لاغر شده خو این انگلیسی نمی زاره , اوکی کادوهاتون رو بدین.......

نوشته شده توسط پیام | موضوع: | لينک ثابت |

شروع دانشگاه و بدبختی یکشنبه 29 مهر1386 4:4 بعد از ظهر

سلام خوبید .

 بازم شرمنده چون چند وقط نبودم به خدا این درس نمی زاره دهنم رو سرویس کرده از دانشگاه که بر می گردم باید یا برم مغازه یا باید بشینم سر درسم یه درس داریم به اسم سلکت ریدینگ که باید یه ریدینگ رو بخونیم همون موقع هم خلاصش کنیم. بعد موقع خوندن معلم می پرسه مثلآ teacher یعنی چی ؟ ولی تو نمی تونی بگی معلم . اصلآ نباید فارسی اسپیک کنی . باید به انگلیسی بگی کسی که به دانش آموزها درس می ده . ولی حالا معلم توضیحش آسونه . مثلآ اگه بگه ... فرهنگ یعنی چی؟ تو چی می تونی بگی؟ تازه باید هم خانواده کلمات رو هم باید بلد باشی . استاد این درس هم خانم طهماسبیه خیلی معلم خوبیه فقط وقتی انگلیسی حرف می زنه من چیزی نمی فهمم. من این درس رو از همون موقع که از دانشگاه میام باید شروع کنم به خوندن. به خاطره همین خیلی وقتم رو میگیره . یه درس هم به اسم مدرن انگلیش داریم که فقط گرامره . ما که از این درس چیزی نمی فهمیم . به استاد (خانم رضایی) می گیم چطوری بفمیم که چه موقع یه کلمه مثلآ er می گیره و کدوم کلمه ion میگیره استاد میگه تو دیکشنری نگاه کنید. حالا شما فکر کن 1000 کلمه تو کتاب باشه تو چه طور اینها روتو دیکشنری پیدا کنی حالا پیدا هم کردی چه طور می تونی حفظشون کنی حالا حفظشون هم کردی اگه تو امتحان یه کلمه خارج از کتاب بیاد تو چطور جواب می دی . از هر زاویه به قضیه نگاه کنی سخته. درس بعدی خیلی با حاله. آزمایشگاه زبان همش سر کلاس انگلیسی صحبت میکنی اون هم صحبتهای روزمره که خیلی حال می ده استادمون هم آقایه منجزیه که خیلی با حاله . یه درس هم که فنون یادیگیریه هنوز استادش سره کلاس نیومده . یه ادبیات هم داریم با آقای قائمیه. این هم استاده با حالیه . نازنین تو با کدوم کلاس داشتی.

یه بدی که هست اینه که ما سره کلاس 50 نفریم که فقط 7تا پسریم . جالبه نه. سره کلاس جرآت نمی کنی حرف بزنی . ولی من نمی تونم حرف نزنم باید تیکمو سره کلاس بندازم . ولی تیکهام رو می زارم سره کلاس آقای منجزی چون مرده می شه حرف زد. سره کلاسه آستادهای زن زیاد نمی تونم تیکه بندازم. دوشنبه 8 صبح تا 6 بعد از ظهر کلاس دارم. چهار شنبها از 8 صبح تا 12 ظهر . جمعه ها هم 10 صبح تا 4 بعد از ظهر صبح روزهایی که دانشگاه نیستم باید برم مغازه بعضی روزها بعد از ظهرها هم باید برم مغازه . دیدید که چرا سرم شلوغه و دهنم هم سرویسه . من رو ببخشید فکر کنک 20 روز بیشتره که تو نت نیومدم و نتونستم که بیام بتمون سر بزنم به خدا شرمنده و من رو ببخشید.

نوشته شده توسط پیام | موضوع: | لينک ثابت |

با تو بودن شنبه 31 شهریور1386 0:36 قبل از ظهر

         یادگاره تو به من رنگ غروبه         لحظه های با تو بودن چه خوبه

 

          نرو از پیشم نرو نذار بمیرم          تو بذار تو خلوتت آروم بگیرم

 

      خوبه آشنایمون باز برگرده          کی گل آرزوتو پر پر کرده

 

  همه می گن از صدات بغض جدایی می باره          نمی بینند اشکامو که از گلایی می باره

 

       به خدا بعض صدام از دوریه یارم نیست          بغض دیگر رو صدام قلب گرفتارم نیست

 

با تو بودن

 

هر کس من رو لینک کرده بگه تا لینکش کنم.

 

راستی لگوی من در ادامه مطلب .


ادامه مطلب>>>
نوشته شده توسط پیام | موضوع: | لينک ثابت |

دانشگاه قبول شدم جمعه 16 شهریور1386 5:26 بعد از ظهر

سلام

با عرض معذرت از اینکه دیر دیر آپ می کنم و دیر دیر بهتون سر می زنم. من آکثرآ می رم مغازه وقت نمی کنم آپ کنم و بهتون سر بزنم چند وقت هم مهمان داشتیم نتونستم زیاد پا کامپیوتر بشینم ولی از این به بعد بهتر میشه. خوشبختانه آزاده جون هم برگشت و ما رو خوشحال کرد. فقط یه گلایه چرا وقتی میگم لینک کنیم جواب نمی دید. من با تبادل لینک همه موافقم در ضمن هرکس من رو لینک کرده ولی من فراموش کردم لینکش کنم بگه تا من لینکش کنم. میگم این وبلگم رو هم سر بزنید  (اهنگ در خواستی) رو هرکه خواست لینک کنه و تو همون وبلاگ بگه تا من لینکش کنم. اهنگ هم خواستید بگید.

خبر خوش من دانشگاه در اومدم همون زبون انگلیش همون آبادان همون عشق و حال . یهووو

یه نفر گفته بود عکس کار کنم من هم تو این پست براتون چنتا عکس با مزه و طنز کذاشتم.

 به قول آزاده یا علی.

عکسها در ادامه مطلب.


ادامه مطلب>>>
نوشته شده توسط پیام | موضوع: | لينک ثابت |

علت دیوانگی شنبه 27 مرداد1386 0:42 قبل از ظهر
لطفآ این متن را تا آخر بخونید.

با سلام

علت دیوانگی؟.........چیه من این رو به صورت داستانی برایت معنی می کنم سعی کنیدجواب خودتان را از آن بگیرد..انشالله

گویند روزی...پزشک قانونی در بیمارستان دولتی سرکشی میکشید.مردی را میان دیوانگان دید که به نظر، خیلی باهوش می رسید.

او را پیش خواند و با کمال مهربانی پرسید که :

_ شما را به چه علت به تیمارستان آورده اند ؟!؟

مرد در جواب گفت :

آقای دکتر بنده زنی گرفتم که دختری هیجده ساله داشت . یک روز پدرم از این دختر خوشش آمدو او را گرفت ! و از آن روز ، زن من مادرزن پدر شهرم شد. چندی بعد دختر زن بنده که زن پدرم بود،پسری زائید. این پسر ، برادر من شد ، زیرا پسر پدرم بود .

اما در همان حال نوۀ زنم واز این قرار نوۀ بنده هم می شد. و من پدر بزرگ برادر ناتنی خودم شده بودم . چندی بعد زن بنده پسری هم زائید او از آن روز زن پدرم خواهر ناتنی پسرم و ضمناُ نوۀ او بود .

از طرفی چون مادر فعلی من ، یعنی دخترزنم ! خواهر پسرم می شود ، بنده ظاهراً خواهر زادۀ پسرم شده ام .ضمناً من  من پدر مادرم و پدر بزرگ خودم هستم ، پسر پدرم نیز هم برادر و هم نوۀ من است.

حالا آقای دکتر ! اگر شما هم به چنین مصیبتی گرفتار می شدید ، قطعاً کارتان به تیمارستان می کشید

پیام_ من هم دارم دیوانه می شوم !

خوب جوابتون رو گرفتید یا نه؟....اصلاً چطور بود؟.......داستان جالبی بود روش یکم بیشتر فکر کنید؟

 

***************************************************

 

 

 

نوشته شده توسط پیام | موضوع: | لينک ثابت |

تولدم مبارک پنجشنبه 11 مرداد1386 6:8 بعد از ظهر

سلام خوبيد.

 

گفته بودم كه اين پست مي خوام بتركونم همين كار رو هم مي كنم ولی يكمى اعصابم خورده دلیلشو می فهمی.

 

بچها تولدم مبارک...

 

خو من کادو می خوام.

 

چون تولدمه  می خوام بیوگرافیم رو بنویسم:

 

نام: پیام

 

شهرت : مو قشنگ

 

وزن :75 کیلو

 

قد : 182 سانتیمتر

 

سن :20

 

رنگ پوست : سفید متمایل به سبزه

 

رنگ مو : خرمایی متمایل سیاه

 

رنگ چشم : سیاه متمایل مشکی

 

آیدی :djpayam_0631

 

مای سیتی آبابدن ((my city Abadan

 

غذای مورد علاقه نه غذاهای مورد علاقه :"خورشت سبزی " "آش رشته" "فسنجون" "زرشک پلو با مرغ" "پیتزا"

"چلو کباب" بابا بیخیال من همه غذاها به جز بامیه و دال عدس . بادمجون رو دوست دارم. راستس من اصلآ میوه نمی خورم یعنی فقط موز می خورم بعضی وقتا هسته زردالو هم می خورم.

 

راستی دنیا استقلال همین کافیه.

 

می خواستم بگم من به جز خوراکیها چیزهای دیگه رو هم دوست دارم مهمترین اونها "لپ" آره لپ چیزی که همه دارن هر چی نرمتر بهتر الان که ما تو خونه بچه و ... نداریم مجبورم لپ برادرم رو بکنم که اون هم عصبانی میشه .

من خودم بچه بودم یک لپ هایی داشتم . خودتون می بینید دلیل ترکوندنم هم همین بود من تو این پست به مناسبت تولدم یه مقدار عکس از خود حقیر میذارم امیدوارم حالتون به هم نخوره. راستی من به دو نفر گفته بودم می خوام یه چیز بتوم بگم این همون قضیه لپ بود شاید خودشون آلان فهمیده باشند.

 

خبر بد من کنکور مجاز نشدم . خوب معلومه که در نمیام چون من فقط درها عمومی رو خونده بودم و اختصاصیها رو بخیال شدم. فقط زبان انگلیش.

 

راستی کفتم تولدم مبارک  من کادو می خوام . یادتون نرنه.

 

می گم از این به بعد می تونید آهنگ هم درخواست کنید من آهنگی رو که شکا در خواست کردید تو این وبلاگم می ذارم

((www.rap2pop.blogfa.com شما این سایت  را لینک کنید پس از لینک کردن در همین سایت نظر بدبن تا من هم شما را لینک کنم.

 

                                   با تو بی تو نه دیگه اصلآ            که پیام بی تو می گه من خستم

                                   پس تو قلب رو بده به من             ببند قلب رو تو به دل من

 

 

راستی گفته بودم که با اینکه موهام رو کوتاه کردم باز هم بهم گیر دادن همون شب یه عکس گرفتم تا بذارم تو وبم برید ببنبد .

فقط من چون تولدمه نظر زیاد می خوام.

خوب برید عکسها رو ببنید .


ادامه مطلب>>>
نوشته شده توسط پیام | موضوع: | لينک ثابت |

یه بار دیگه چهارشنبه 3 مرداد1386 11:38 بعد از ظهر

چشمهات مثل دوته شیشه تو صورتم خیره می شه             به هر جا رسیدیم می گیم عاشق می مونیم همیشه

 

فقط کنار هم دیگه صبح رو به شب می رسونیم               مطمئنم به جز یه حس چیزی از من نمی دونی

 

وقتی میگم دوست دارم من خودم هم بدم میاد                  واسه دروغهام هم باید بدتر از این سرم بیاد

 

نمی دونم چرا داریم با هم مدارا می کنیم                      سردی این رابطه رو همیشه حاشا می کنیم

 

می خواستم از دستهای تو بسازم گهواره                      پیام وقتی ناراحته سر روی دستات بذاره

 

چند بار بگم دوست دارم مستم مست نگاه تو                  می خوام واسه همیشه باشم یار و همراه تو

 

تو ناجی قلبمی من ناجی قلب تو...                           چرا نتونستم عاشق کسی بشم بعد تو

 

دیدین تو واسه من خواب محاال می دونم                    ماه من تو قصهات ماه حلال می دونم

 

اگه کسی تو آسمون نگاش فقط به ما باشه                   باید پیش چشمای اون ستارها سیاه باشه

 

بلاخره من دور می شم از سحن اون نگاهت                این مشکل تو بود که نفهمیدی می خوامت

 

باید کنم فراموش هر چی که بین ما بوده                     این ارتباط شیرین از اول اشتباه بوده 

 

برات مثل مجنونم تو هم مثل لیلی                            بیا باهام برخص هنوز دوست دارم خیلی

 

ساده از من کذشتی متل یه قاب رو دیوار                    ندیدی تو اشک من را تو لحظهای دیدار

 

نامه ی پاره پاره ندیدن دوباره ....                          اشک و غم زیادی و یه قلب تیکه پاره

 

دیگه هوس نمی کنم برای تو شعر بسازم                    با خولب چشمات بمیرم با هر نگاهت دل ببازم

 

دیگه هوس نمی کنم عشق تو مال من بشه                  شیطونیات واسه همه غمهات مال من باشه

 

دیگه هوس نمی کنم باه دیگه بریم بهشت                    چه سر نوشت تلخیه قصه ما رو بد نوشت

 

دیگه هوس نمی کنم هر چی هوس کردم بسه               عاشقی بد دردی شده عاشق همیشه بی کسه 

 

************************************

 

سلام خوبید.

من وقتی که موهام بلند بود کسی به موهام گیر نمی داد ولی حالا که موهام رو کوتاه کردیم بمون گیر می دن داشتم از روبروی پاساژ کادووس رد می شدم که مآمور بهم گیر داد گفت برو توماشین . خلاصه ما هی کلنجار رفتیم تا آخر ما رو ول کرد همون موقع یه دختری رو که مانتوش کوتاه بود بش گیر دادن البته دختره سنی نداشت 16 یا 17 ساله بود . یه مآمور زن اول یکم بش گیر داد بد بش گفت برو تو ماشین دختره پروو بازی در اورد گفت نمی رم بعد زنه موها دختره رو از پشت گرفت خواست بندازش تو ماشین که دختره ییهو یه کف گرگی زد به زنه و فرار کرد . مامورا  دنبلش رفتن که دختره رفت وسط خیابون . بگو چی شد اشاره کرد به یه 206 که نگهداره راننده 206 یه پسر بود اونم از خدا خواسته سوارش کرد بعد ÷سره تا دید مامورا دنبالشن جفت کرد نگه داشت دختر ÷یاده شد تا ماموره خواست بگیردش دوباره دختره با دره ماشین زد به ماموره و فرار کرد بعد یکم جلوتر دوباره یه 206 دیگه که یه مرد با زنش بود دختره رو سوار کرد بردند البته تو کل این ماجرا روسری دختره در اومده بود . ولی من خیلی حال کردم البته یه خورده هم می ترسیدم که منو نگیرن . خو بکذریم یه چی بتون بگم : من تو پست بعدی می خوام بترکونم نگاه کنید من چون پست بعد می ترکونم شما هم باید با نظراتون بترکونید . البته برا این پست هم نظر می خوام .

 

نوشته شده توسط پیام | موضوع: | لينک ثابت |

اس ام اس & جوک دوشنبه 25 تیر1386 11:48 بعد از ظهر

۱- به يكي ميگن ميزاري بچت بره دانشگاه طرف جواب ميده اره به شرطي كه به درسش لطمه نزنه 

۲-اگه كسي بهت گفت دوست دارم عاشقتم برات ميميرم بهش بگو 1 ساعت كارت سوختشو بده اگه داد بدمو راست گفته

۳-چروك لبتيم , بخند , فنا شيم 

۴-سرخی توی چشماتینم نفازلین بریز فنا شیم 

۵-سلام ببخشيد كه اين موقع شب مزاحم خواب شما شدم يه سوال داشتم خواستم بدونم ايران كه نفت صادر ميكنه بشكه هاشو پس مي گيره 

۶-شما طبق ماده 5 قانون 28 رفاقت , محكوم هستي تا ابد در قلب من بموني

۷-يروز به ؟؟؟ مگن:خيلي اقاي ؟؟؟ ميگه:مابيشتر

۸-ميدوني فرق توبا نطفه جيه:
نطفه يه روزادم ميشه اما...توهرگز 

۹-نانواهم جوش شيرين ميزندبيچاره فرهاد.....

۱۰-خري گم كرده ام با بار كاشي اس ام اس مي زنم شايد تو باشي

۱۱-ببين اگه بيكاري اگه حوصلت سررفته اگه كاروزندگي نداري مربا بده بابا 

۱۲-از گدايي پرسيدند: «چرا گدايي مي‌كني؟» گدا جواب داد: «براي اين كه پولي به دست بياورم و محتاج مردم نباشم 

۱۴-اي توف به روت بياد نامرد از امشب در كل سينما هاي كشور 

۱۵-؟؟؟ ميره جلوي ايينه چشماش.و ميبنده ميگه ميخوام ببينم تو خواب چطوريم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟